یوم الموعود

 یوم الموعود

      

                        لم یقصر من الفطر والقربان              یـوم انتصف شهـر الشـعبان

                        جاء فیه الحق وزهق الباطل             قد ولد منجی البشر والانسان

                        خلف الصالح من ولد النـبی             هوالمنتقم من شهیدالعطشان

                        ثانی عشر من الائمه‏الاطهار            قد کمل الیوم اجزاء الایمان

                        هادم ابنیه الشرک والنفاق              محیی ماترک من‏السنه والقرآن

                        یـا نـاس یـا شیـعه عـلـی                ألاتسمعو صوت صاحب‏الزمان

                        ینادیکم یدعوکم بصوت‏جلی              هل من‏ناصر ینصرنا من‏العدوان

                        سیظهر ویملأ الأرض عدلا                هـذا مـراد الـرب السـبحـان

                        بقـدومه یغـلب حـزب الله                 عـلی الکفر وحـزب الشـیطان

                        فصبرا سیجیء یوم الموعود             ویجـیء معه بریـاح الجـنان

ترجمه:

روز نیمه ماه شعبان از عید فطر وقربان کمی ندارد.

در آن روز حق آمد وباطل نابود شد زیرا که نجات بخش بشر وانسان ها متولد گشت.

فرزند شایسته از فرزندان پیامبر(ص) واو کسی است که انتقام خون شهید تشنه لب را می گیرد.

دوازدهمین امام از ائمه پاک ، به درستی امروز اجزاء ایمان کامل شد.

او ویران کننده ریشه های شرک ونفاق است وزنده کننده آنچه که از سنت وقرآن متروک مانده.

ای مردم! وای پیروان علی مرتضی(ع)! آیا نمی شنوید صدای صاحب زمان(عج) را؟!

که شما را با صدای واضح می خواند که آیا یاری کننده ای هست مارا در مقابل ظلم یاری کند؟!

او به زودی ظهور می کند وزمین پر از عدل می نماید واین اراده پرودگار سبحان است.

با آمدن او حزب خداوند غالب می گردد بر کفر وبر حزب شیطان.

پس صبرا کن که به زودی روز موعود فرا می رسد واو با خود نسیم بهشت را می آورد.

                                                               شاعر ومترجم: حیدر امینی

                                                                           کابل –حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)


گل انتظار

گل انتظار

              زبـاغ سبـز عصمت گـلی دوبـاره رویـید             نـامـش گل انتـظار برای صبح سپید

              خواهی‏که دانی ای‏دل این‏گل چه‏بوی‏دارد               بوی طراوت یاس، روز طلوع خورشید

              همنام پاک‏رسول هم رحمتش وارث‏است            گیرد به حق انتقام خون حسین شهید

              امـام منـصـوب حـق خلیـفه رسـولـش             خـدا زرحمت خـود شیری دگر آفریـد

              شجـاعـت عـلی را در دل نهفـته دارد               شمشیر قسط وعدلش ریشه کند هرپلید

              وارث پیغـمبران به اوصـیا خاتـم است               روزیـکـه او بیـایـد روز نشـاط وامیـد

              دعـای ندبـه شـده دوای ایـن منتـظر                غم تورا دل گرفت هردم که نامت شنید
 
              شـریـعت الهـی با تـو جـهانی شـود                مراد رب همین است تو باب عزت کلید

              ای کاش زنده باشم وقت ظهور رویت               به خاک وخون بیفتم به دامن تو شهید

              عـشق تـو وانتظار دلیـل زنـده بـودن                ای یـادگار زهـرا ای فیض حق مریـد
 

                                شاعر ومترجم:حیدر امینی

                                                                            کابل – حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)

ارتباط حوزه ودانشگاه

ارتباط حوزه ودانشگاه

                                                              نوسینده:رضا"امید"دانشجوی رشته اقتصاد در(هند)

بحث اصلی ارتباط حوزه و دانشگاه تولید علوم انسانی است.

اگر کار اصلی بخواهددرجامعه انجام گیرد ،باید حوزه و دانشگاه وظایفی را برای خود تعیین و برنامه ریزی عملیاتی ،و اجرایی کنند تا همکاری و ارتباطات حوزه و دانشگاه تشدید شود. بی تردید، وحدت حوزه و دانشگاه جزو مهم ترین و کلیدی ترین اهداف یک جامعه است ،حوزه و دانشگاه با توجه به رسالتی که بر دوش دارند، به منزله دو بال علم و فرهنگ کشور هستند که نبود هر یک می تواند موجب ناکارآمدی نسبی دیگری شود؛ چرا که حوزه و دانشگاه مکمّل یکدیگرند؛ بدین معنا که کارکرد هر کدام می تواند به افزایش توان مندی دیگری بینجامد.  یکی از نتایج وحدت حوزه و دانشگاه، تلاش و همدلی آنها در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی است. این تهاجم که به صورت نامحسوس و بی سروصدا روی می دهد، نیازمند هم یاری اندیشمندان و نخبگان است تا با بررسی جنبه ها وریشه های آن ؛نسخه مقابله باتهاجم فرهنگی ومذهبی رابه جامعه عرضه کنند. در این زمینه حوزه های علمیه می توانند با نقش آفرینی در محورهایی چون تبیین همه جابنه اسلام و آموزه های آن به زبان امروزی، ترسیم پایه های تفکر اسلامی در قالب رشته های علوم انسانی، گسترش معنویت و تغذیه کردن تمام جامعه از این نظر، اهمیت بیشتر به تبلیغ در راستای ترویج دین و معرفی الگوی مناسب عملی برای سبک زندگی به مردم، به رسالت خود عمل کنند. در آن سو، دانشگاهیان نیز با بهره مندی از علم روز،و شناخت پدیده های اجتماعی و فرهنگی، می توانند به اهداف دشمن در تهاجم فرهنگی پی برند و از این راه، به استخراج شیوه های تازه و کارآمد در برخورد با چنین جنگ نابرابری بپردازند. بی گمان، هیچ یک از این دو نهاد، بدون تعامل هدفمند با یکدیگر، نمی تواند از رویارویی با ستیز فرهنگی ومذهبی دشمن، سربلند بیرون آید.

 تاریخ اندیشه ،در غرب و قرون وسطی شاهد مواجهه" کلیسا" و علم، بوده است، و داستان گالیله نمونه بارز آن است،((ازذکرداستان گالیله خود داری کردم چون طولانی است )) اما اسلام توجه خاصی به علم دارد، و چنین چالشی میان اسلام و علم نبوده است. وحدت حوزه ودانشگاه درنگاهی کلی تربه معنی وحدت علم ودین است.

مسیحیت که براساس تلقیهای نادرستی که داشتند با علم و دستاوردهای جدید علمی مانند نظریه گالیله مخالفت کردند. تفسیر نادرستی از کتب مقدس داشتند و از این جهت دستاوردهای علمی جدید را برخلاف انجیل می دانستند، و بنابراین با آن مخالفت می کردند، و عملا امکان تعامل "کلیسا" و علم ،از بین رفت و مواجهه ها به تقابل تبدیل شد، اما در مورد دین اسلام، قضیه درست برعکس است؛ اولا اسلام، انسانها و مسلمانان را به علم آموزی در همه زمینه ها ترغیب می کند. هیچ وقت هم نمی گوید که علم در شناخت چیزی ممنوع است و یا علم را مقید به چیزی نمی کند. اسلام مطلقا بشر را به شناخت جهان و علم آموزی ترغیب می کند.

از طرف دیگر آموزه هایی که در اسلام وجود دارد تعارضی با علم ندارد. درست است که گاهی نظریات علمی، با هم متعارض هستند. در این مواقع نمی توان گفت که اسلام با علم تعارض دارد، چون نظریات مختلف در یک مورد هم با هم تعارض دارند و هیچ کدام علمی به معنای پذیرفته شده و قطعی نیست. اما به هر حال چون اسلام یک فضایی را برای علم آموزی باز کرده و از طرف دیگر علم قطعی با اسلام هیچ تعارضی ندارد، و تا به حال این اتفاق نیفتاده ؛که در علم به صورت قطعی به چیزی برسیم، اما در اسلام خلاف آن وجود داشته باشد. از این جهت، این امکان وجود دارد که حوزه های علمیه که متکفل علوم اسلامی هستند، با دانشگاه که متکفل علوم تجربی هستند ،تعاملی برقرار کنند.

در علوم اجتماعی، روانشناختی، مدیریت، حقوق ،اقتصاد و ... باید مبانی ای را پیش فرض بگیریم، اگر شخص مسلمان باشد این اسلام را هم حوزه های علمیه بیان می کنند، بنابراین ارتباط بین حوزه و دانشگاه، یک ارتباط مبنایی است، یعنی ارتباط ساختاری نیست، باید فراتر از ارتباط دو مرکز علمی باشد. مثلا وحدت حوزه و دانشگاه در حوزه علوم انسانی این است که علوم انسانی که مبتنی بر مبانی فلسفی و فکری و اعتقادی است، اگر ما مسلمانیم باید این مبانی را از اسلام بگیریم، اسلام هم توسط حوزه علمیه بیان می شود. بنابراین حوزه علمیه می تواند به دانشمندان دانشگاه ها کمک کند، چون مبانی اسلام در این زمینه مطابق با عقل و فطرت است و ضد عقلی نیست

دانشمند مسلمانی که در علوم انسانی و حتی در علوم پایه  فعالیت می کند می تواند از مبانی دینی استفاده کند، اما در علوم انسانی این وضعیت روشنتر و آشکارتر است. در این علوم، حوزه می تواند کمک کند و مبانی را در اختیار دانشگاه قرار دهد تا دانشگاه از این مبانی استفاده کند و براساس این روشهای علمی خودش نظریه پردازی کند و دست به تولید و نظریه پردازی بزند. بنابراین حوزه و دانشگاه در تولید علوم انسانی مبتنی بر اسلام باید با هم همکاری داشته باشند.


پایان

مقاله اي پيرامون بعثت پيامبر(ص)

                                            مقاله اي پيرامون بعثت پيامبر(ص)

                                                               محمد انصاری پایه سوم حوزه


حضرت محمد در 27 ماه رجب سال 610 میلادی در سن 40 سالگی به رسالت مبعوث شد  د تاریخ نوشته اند قبل از بعثت نیز گاهی علائیم و آثاری را در خواب یا بیداری مشاهده مینمود جبرییل را میدید و صداهای را میشنید حتی گاهی به عنوان رسول لله خطاب قرار می گرفت.

اول:
اما سیره آن حصرت قبل از بعثت چه بود؟
سیره رسول خدا چنین بود: که در هر سال حداقل یک ماه را در غار حرا به عبادت خدا به عبادت اشتغال داشت و در آن ایام به فقرا طعام میداد وقتی توقفش در غار حرا تمام میشد به مکه مراجعت مینمود و قبل از اینکه به خانه داخل شود هفت بار یا بیشتر کعبه را طواف میکرد. زندگی پیامبر تا سن 40 بدینگونه سپری شد تا اینکه زمان بعثت فرا رسید حضرت محمد در سن 40 سالگی اش بر طبق عادت همیشه گی اش به قصد تفکر و عبادت در کوه حرا خلوت گزید . در این سال ماه رجب را برای اعتکاف انتخاب نمود تفکر و عبادت آن حضرت در این سال از سال های گذشته بیشتر و عمیق تر بود. سجده های اش طولانی تر ، راز و نیاز اش سوزناگ تر و تفکراتش عمیق تر بود گویا حال و هوای دیگری دارد جذبه های الهی حالش را دگرگون و ذاتش را نورانی ساخت روز ها و شب های ماه رجب همچنان سپری میشد و همگام با ان جذبه های معنوی هم بیشتر و روح حضرت محمد متعالی تر و برای ارتباط با جهان غیب دریافت وحی الهی آماده تر میگشتروز 27 ماه رجب فرا رسید آن حضرت در تفکر بود جبرئیل فرود آمد و گفت تو رسول خدا هستی و ماموریت داری پیام خدا را بر مردم ابلاغ کنی پس بخوان بنام پروردگارت ای محمد که اولین آیه سوره علق در آن هنگام نازل شد حضرت محمد با مشاهده جبرئیل و ردیافت وحی تمام وجودش روشن شده بود با ایمان قوی و چهره آرام و تصمیمی قاطع از کوه حرا روانه خانه شد حضرت محمد به خانه آمد خانه نورانی شد و همسرش خدیجه تعجب کرد گفت این نور چیست؟ پیامبر پاسخ داد نور نبوت است بگو اشهد ان لا اله الا الله و محمد الرسول الله.
خدیجه عرض کرد: از مدت ها پیش من این مطلب را میدانستم آنگاه مسلمان شد این بود از چگونگی ان حضرت.

دوم:

شناخت حقانیت نبوت حضرت محمد (ص):
از مطالعه تاریخ صدر اسلام استفاده میشود که برخی از افراد از شخصیت فوق العاده ،اخلاق پسندیده، کردار نیک، درست کاری و امانت داری حضرت محمد و حسن سابقه اش متاثر شد و از این طریق به صدق ادعای پیامبری او اطمنان پیدا کرده و ایمان آوردند.
حضرت محمد قبل از بعثت و حتی از زمان کودکی شخصیت ممتازی داشت و به خیر خواهی ، امانت داری و حمایت از مصتضعفان و راست گوی معروف بود. کوچکترین سابقه سوئی نداشت .جمعی از مردم ادعای پیامبری او را پذیرفتند و از این طریق ایمان آوردند.
حضرت خدیجه نخستین زنی بود که دعوت او را پذیرفت و اسلام آورد وی حضرت را بهتر از دیگران می شناخت و با صفات و کمالات نفسانی و مراتب صدق و تقوای آن حضرت آشنا تر بود از این قرار بود که او اول از همه دعوت را پذیرفت لذا همین کمالات ذاتی را به عنوان دلیل صذقق ادعایش دانست و او را در تعقیب رسالتش تشویق نمود .

وقتی که آیه ( وانذر عشیرتک الاقربین ) بر حضرت نازل شد بر کوه صفا بالا رفت و با صدای بلند مردم قریش را صدا زد و قریش نیز صدایش را شنیدند و گفتند که محمد بر کوه صفا است و شما را فرا می خواند. همه بسویش شتافتند و گفتند ای محمد از ما چه میخواهی؟

آن حضرت فرمودند: اگر بر شما خبر بدهم که سواران دشمن پشت این کوه آماده حمله است آیا گفتار من را تصدیق می کنید؟ گفتند بله سخن تو را تصدیق می کنیم زیرا تو نزد ما متهم به کذب نیستی و هیچ گاه دروغی را از تو نشنیدیم .فرمودند: پس من شما را از عذاب قیامت بیم میدهم.

ای فرزندان عبدالمطلب، ای فرزندان عبد مناف، ای فرزندان زهره!(تا آنکه طوایفی از قریش را نام برد) خدا به من امر کرده که خوشاوندان نزدیکم را به اسلام دعوت کنم من برای دنیای شما مالک سودی نیستم و برای آخرت شما بهره ای نمیشناسم جز اینکه بگوید (لا اله الا الله).

علی بن ابی طالب نیز از همین طریق اسلام را پذیرفتو اولین مردی بود که اسلام آورد

دومین راهی شناخت حقانیت و اسمانی بودن یک دین و تصدیق پیام آور آنرا می کند راه مطالعه و کنجکاوی در متن عقاید و دستور های اخلاقی آن دین است اگر عقاید پیشنهادی آن دارای ویژهگی های از قبیل مطابقت با موازین عقل،مخالفت اوهام و خرافات . دعوت مردم به اخلاق و کردار نیک و نهی آنها از مفاسد اخلاقی و اجتماعی بود معلوم میشود که آن دین،دین حق و اسمانی است و آموزنده اش از طرف خداوند آمده و پیامبر وقعی خدا است .

اما اگر عقاید ان دین موهوم و باطل و احکامش سست و بی پایه باشد و نتوانند با مشکلات اجتماعی و اخلاقی مبارزه نماید معلوم میشود که مدعی ان دروغگو و دین او دین باطل و پوچ است.

 جمعی از مردم نیز از این طریق پیامبر را شناختن و ایمان اوردند بعد از مطالعه و تفکر در عقاید و قوانین اسلام به این نتیجه رسیدند که پیشنهاد چنین عقاید عالی و صد فی صد صحیح و کامل است.
 سومین راهی که با آن مدعی نبوت تصدیق میشود بشارت پیامبران پیشین است که نبوت او قبلا به اثبات رسیده باشد در مورد پیامبری حضرت محمد ص نیز از این طریق استفاده شده است قران کریم بشارت های پیامبران در باره پیامبری حضرت محمد ص بیان کرده و آنها را غیر قابل تردید می دانند و همچنان در کتاب های تورات و انجیل و زبور نیز از نبوت حضرت محمد خبر داده بودند.

 شماری از علمای اهل کتاب و کاهنان آن زمان قبل از بعثت حضرت محمد ص در انتظار ظهورش بوده و به دیگران خبر میدادند . یهودیان و نصرانیان ساکن جزیره العرب در انتظار ظهور پیامبر بوده اند که از آن سرزمین مبعوث گردد و از عقیده خدا پرستی ، توحید و از مومنین و ادیان آسمانی حمایت کند .

یهود و نصرا آنچنان با صفات و علایم پیامبر موعود آشنا بود که از را همانند فرزندان شان می شناختند ، حتی میدانستند که نامش احمد است.


مقاله پيرامون بعثت پيامبر(ص)

مقاله پيرامون بعثت پيامبر(ص)

مقاله از: سيد مجتبي حسيني، محصل بخش ساينس پوهنتون هرات


 پيامبر گرامي اسلام در سال 610 م در سن چهل سالگي در غار حرا كه در حال عبادت بود، فرشته اي از طرف خداوند مأمور شد، آياتي چند به عنوان طليعه و آغاز كتاب هدايت و سعادت براي ( امين قريش) بخواند تا او را به مقام نبوت مفتخر سازد.

و جاي شكي نيست كه روبرو شدن با فرشته، امادگي خاصي لازم دارد تا روح شخص بزرگ و نيرومند نباشد، تاب و تحمل بار نبوت و ملاقات فرشته را نخواهد داشت.

امين فريش اين آمادگي را به وسيله عبادت هاي طولاني، تفكر هاي ممند و عنايات الهي بدست آورده بود. به نقل بسيار از سيره نويسان، پيش از روز بعثت خوابها و و روياهايي مي ديد كه مانند روز روشن داراي واقعيت بود.

پس از مدتي، لذت بخش ترين ساعات براي او ساعات خلوت و عبادت در حال تنهايي بود. او به همين حال بسر مي برد تا اينكه در روز مخصوصي فرشته اي با لوحي فرود آمده و آن را در برابر او گرفت و له او گفت:(اقراء) يعني بخوان. از آن جايي كه پيامبر درس نخوانده بود پاسخ داد كه من توانايي خواندن را ندارم.

فرشته وحي ايشان را سخت فشار داد، اين عمل سه بار تكرار شد و پس از فشار سوم ناگهان در خود احساس كرد كه مي نواند لوحي كه در دست فرشته است را بخواند، در اين موقع آياتي را كه در حقيقت ديپاچه كتاب سعادت بشر به شمار مي رود، خواند. اينك ترجمه آيات:
بخوان به بنام پروردگارت كه جهان را آفريد و كسي كه انسان را از خون بسته خلق كرد. بخوان بنام پروزدگارت تو بس گرامي است، انكه قلم را تعليم داد و به آرامي آنچه را كه نمي دانست، آموخت.
جبرييل ماموريت خود را انجام داد و پيامبر نيز پس از نزول وحي از كوه حرا پايين آمد و به سوي خانه خديجه (ع) رهسپار شد. آيات ياد شده، برنامه اجمال رسول گرامي را روشن مي كند و به طور آشكار مي رساند كه اساس آيين او را قرائت و خواندن علم و دانش و به كار بردن قلم تشكيل مي دهد.

پيامبر با تبليغ و رساندن فرمان الهي به مردم، بر حسب مقتضيات روز و شدت مخالفت دشمنان بت پرست و ناهنجار قريش، بدون شتاب زدگي آغاز گشت و پس از مدتي دستور الهي راجع به تبليغ اسلام به بستگان نزديك او رسيد.

سپس فرمان دعوت عمومي، تبليغ آشكارا و همگاني صادر گرديد.(آنچه را دستور داري ابلاغ كن و از مشركين روي گردان، ما تو را از شر دشمنان استهزاگر حفظ مي نماييم(.

پيامبر گرامي اسلام (ص) براي رساندن پيام و عرفان الهي در مسجد الحرام و مراكز عمومي شهر مكه آغاز به تبليغ نمود و با كلمات زيباي:« قولوا لا اله الا الله تفلحوا» نداي توحيد سر داد و با مخالفت دشمنان و مشركان روبرو گرديد و مورد استهزاء و اذيت فراوان آنان قرار گرفت تا جايي كه فرمود: هيچ پيامبري به اندازه من، آزار نديد.

اتفاق نظر و آراي مفسران و تاريخ نويسان بر اين است كه نخستين رادمردي كه در اولين مرحله دعوت پيامبر اكرم(ص) را پذيرفت، حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام و از گروه زنان، همسر باوفاي و عاليقدر پيامبر حضرت خديجه كبري(س) بود، سپس گروه كمي دعوت آسماني او را به جان و دل پذيرفتند و با زجر و شكنجه محاصرا اقتصادي و فشار اجتماعي مشركين مكه مواجه گرديدند. در نتيجه پيامبر گرامي اسلام بر ضد همه خرافات و طاغوت هاي عصر شتافت و دين اسلامرا به پيروزي رسانيد.

                                                                                                               پايان


مقاله اي پيرامون بعثت پيامبر(ص)

مقاله اي پيرامون بعثت پيامبر(ص)

                                                             مقاله از: حميدالله حسني، پايه سوم حوزه


27 رجب، خجسته روز بعثت حضرت رسول اكرم(ص) است، يكي از بزرگترين اعياد اسلامي است؛ زيرا در اين روز فرخنده بود كه پرچم حق برافراشته شد و سر حقيقت پديد آمد و دواي هر دردمند پيدا شد و اميد هر نااميد به حقيقت پيوست و به گوش عالميان صداي رحمت و آواي وحدت رسيد.

چهل سال از عمر حضرت محمد (ص) گذشته بود كه فرستاده خدا، حضرت جبرييل عليه السلام بر پيامبر بزرگ اسلام (ص) نازل شد، پس از ابلاغ وحي و خواندن اولين آيه«اقراء» بر حضرت، احكام دين و وضو و نماز را به او ياد داد و به او گفت: خداوند مرا به سوي تو فرستاده و تو را رسول خودش قرار داده است و تا مدتي علي و خديجه عليهاالسلام پشت سر حضرت به نماز مي ايستادند تا اينكه دستور رسيد كه تبليغ رسالت را علني كن و نخست عشيره و قبيله خود را درياب و آنان را از عذاب الهي بترسان( وانذر عشيرتك الاقربين)

حضرت غذايي تهيه كرد و جمع خويشانش را به آن غذا دعوت فرمود، چهل نفر از فرزندان عبدالمطلب دعوت شدند و پس از صرف غدا به آنها فرمود: همانا خداوند به من دستور داده است كه خويشان نزديكم را دعوت به خداوند و ترك عبادت بتها نمايم و شما ياران باوفا و خويشان نزديك من هستيد و خداوند هيچ پيامبري را نفرستاد جز اينكه از اهل و خانواده اش، يكي را به عنوان برادر جانشين و وزير تعيين فرمود، پس كدام يك از شما با من بيعت مي كند كه برادر و  وزير و وارث من باشد، يك نفر از آن جمع بلند شد.

حضرت فرمود: به خدا قسم او كه بايد بلند شود، بر خواهد خواست و شما پشيمان خواهيد شد، ناگاه علي عليه السلام بلند شد در حالي كه تمام چشم ها به او دوخته شده بود و دست بيعت به حضرت داد و فرمانش را اجابت كرد، حضرت به او فرمود:يا علي عليه السلام خداوند تو را برايم جانشن برگزديده است، بر تو مبارك باشد.

از همان روز كه ابولهب به مخالقت برخواست و با بي ادبي و جسارت به حضرت خطاب كرد: تبا لك؟؛ آيا براي اين كار ما را دعوت كردي؟ ولي در جواب او خداوند اين سوره را نازل كرد: تبت يدا ابي لهب و تب؛ دست ابولهب از هر خيري دور باد.

و از همان روز بود كه دشمني او و ساير كفار قريش با حضرت آغاز شد و آنقدر به آن حضرت اذيت و آزار رساندند كه خود مي فرمود: اوزي نبي مثل ما اوزيت؛ هيچ پيامبري به اندازه من اذيت نشده است؛ ولي تمام اين اذيت ها را براي خدا تحمل كرد تا اينكه دعوتش فراگير شد و جهان را در برگرفت.

و هنگامي كه اين آيه مباركه نازل شد: فاصدع بما تومر و اعرض عن المشركين؛ پس تو با صداي بلند، ماموريت خود را به مردم ابلاغ كن و از مشركان روي برگردان.

حضرت محمد(ص) كنار حجرالاسود رفت و با صداي بلند فرمود: اي معشر قريش!

اي گروه اعراب!

من شما را به عبادت خدا و ترك عبادت بتها و اصنام دعوت مي كنم كه گواهي دهيد به اينكه جز الله خداي نيست و من پيامبر و رسول اويم؛ پس مرا اجابت كنيد تا فرمانرواي جهان گرديد، قريش با كمال بي ادبي او را مسخره كردند و به او خنديدند و گفتند: او ديوانه شده است(العياذ بالله) و زخم زبان زدند. در ادامه آيه اي كه ذكر شد خداوند پيامبرش را از اين برخورد يد قريش خبر داده و تسلي مي دهد و مي فرمايد: انا كفيناك المستهذئين الذين يجعلون مع الله الها فسوف يعلمون و لقد نعلم انك بضيق صدرك بما يقولون فسبح بحمد ربك و كن من الساجدين، واعبد ربك حتي يأتيك اليقين؛ ما تو را از شر مسخره كنندگان كه با خداي يكتا، خداي ديگر قرار دادند، محفوظ نگه مي داريم ولي آنها به زودي خواند دانست( وبه سزاي خود خواهند رسيد)و مي دانم كه تو از آنچه امت تو طعنه و تكذيب مي گويند، سخت دلتنگ مي شوي، اما غم مخورو به ذكر اوصاف كمال پروردگارت تسبيح گو و از نماز گذاران باش و تا لحظه مرگ به عبادت و پرستش پروردگارت مشغول باش.

چندي نگذشت كه اهل كتاب و محرومين بزرگان، فوج، فوج به سوي پيامبر روي آورده و دعوتش را لبيك گفتند و به او ايمان آوردند. قريش كه از اين اوضاع سخت ناراحت شده بودند و وضعيت خود را به خطر افتاده مي ديدند، نزد ابوطالب رفته و عرض كردند، پسر برادرت را از اين كار منع كن، او تمام خوابهاي ما را آشفته كرده، خدايان ما را دشمن مي پندارد، جوانان مار ار گمراه مي نمايد و وحدتمان را به اختلاف و تفرقه مي اندازد، ما حاضريم او را سرور خود قرار داده، بيشتري پول و بهترين زن در اختيارش قرار دهيم، دست از خدايانمان بردارد و عبادت ما را خراب نكند. حضرت در پاسخ عمويش كه پيغام آنها را آورده بود فرمود: به خدا قسم! اگر آفتاب را در طرف راستم و ماه را در طرف چپم قرار دهند، براي اينكه دست از اين كار بكشم، دست نخواهم كشيد.

به هر حال پيامبر(ص) بر تمام اين آزار و اذيت ها و شكنجه هاي كفار و مشركين قريش، تحمل و صبر كرد تا اينكه تبليغ رسالت به نحو احسن به انجام رسد، در مدت زماني كوتاه ، دين حق چنان جلوه كرد كه تمام اديان ديگر عملا منسوخ شد و نور رسالت محمدي تمام جهان را فراگرفت.

هوالذي ارسل رسوله باالهدي و دين الحق ليظهره علي الذين كلا و كره المشركون؛ اوست خدايي كه رسول خود را با دين حق به هدايت بندگان فرستاد تا بر همه اديان عالم برتري دهد، هرچند مشركان و كافران ناراضي باشند.

                                                                                                                   پايان


گزارش كوتاهي از مراسم بعثت پيامبر عظيم الشان اسلام(ص)

بسمه تعالي
 گزارش كوتاهي از مراسم بعثت پيامبر عظيم الشان اسلام(ص)

بيست و هفتم رجب، سالروز بعثت پيامبر رحمت، منجي عالم بشريت، سروز كائنات، حضرت محمد مصطفي(ص) مي باشد و بدين مناسبت محافل باشكوهي براي بزرگداشت و تجليل از بعثت پيامبر و مقام عظيم ايشان در اكثر نقاط افغانستان برگزار گرديد.

در شهرك المهدي جبرييل و در حسينيه المهدي(عج) نيز، روز جمعه محفل جشن باشكوهي با حضور علماء، بزرگان، اساتيد و طلاب مدارس علميه، فرهنگيان و دانشجويان و ديگر اقشار جامعه برگزار گرديد.

اين محفل با تلاوت آيات قرآن كريم توسط قاري محترم، محمد مهدي محسني آغاز گرديد.


سپس هر يك از آقايان، سيد مجتبي حسيني، يكي از محصلين پوهنتون هرات، و محمد انصاري يكي از طلاب مدرسه، مقاله هاي زيبايي را با موضوع بعثت پيامبر به خوانش گرفتند.


در برنامه بعدي، گروه سرود « سفير نور » از بخش فرهنگي مدرسه و پ‍‍ژوهشگاه امام صادق عليه السلام، سرود زيباي خود را اجرا كردند.

بعد از اجراي سرود نوبت به سخنراني رسيد.

سخنران اين مراسم، حجت السلام والمسلمين آقاي حليمي يكي از اساتيد مدرسه بودند.
آقاي حليمي در رابطه با موضوع ضرورت بعثت و نقش پيامبران به خصوص نقش پيامبر گرامي اسلام(ص) در جهت اصلاح جامعه صحبت نمودند.

آقاي حليمي ضمن اشاره به زندگاني انسانها گفتند: انسانها بر اساس همان وسايل مادي، طبيعي و فزيكي كه خدا در نهاد آنها قرار داده است زندگي خود را به پيش مي برند و مراحل زندگي خود را طي مي كنند.
و اگر واقعا زندگي انسانها بر همين زندگي استوار مي شد، ما نيازي به ارسال رسل، انبياء و ائمه معصومين نداشتيم؛ ولي از آن جايي كه انسان به عنوان موجود برتر و خليفه خدا در روي زمين است، يك حيات و زندگي ديگري را به عنوان حيات معنوي دارد كه در اين قسمت انسانها به ارسال انبياء و پيغمبران نياز پيدا مي كند؛ تا اينكه بتواند در زندگي معنوي خود آن مراحل تكامل معنوي خود را كه شايسته اين موجود برتر است، سپري كند.
در نتيجه ما به ارسال پيامبران ضرورت پيدا مي كنيم.

آقاي حليمي در ادامه سخنراني خود در رابطه به اينكه پيامبر در چه زمان و وضعيتي مبعوث به پيامبري شد، صحبت نمودند و گفتند:
دوران قبل از بعثت، دوران تاريكي، جهل، ظلم بود و خونريزي ها و جنگ و جدل هاي زيادي وجود داشت، حقوق مسلم هر انساني زير پا مي گرديد و دختران زنده به گور مي شدند و محبت و دوستي و عاطفه بين خانواده ها وجود نداشت. در اين وضعيت كه جهان در تاريكي فرو رفته بود، پيامبر(ص) از طرف خداوند متعال مبعوث به پيغمبري شد تا اينكه بشريت را از بدبختي نجات دهد؛ لذا قرآن كريم پيامبر را رحمت براي همه عالميان خطاب مي كند، چنانچه مي فرمايد: «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين».

آقاي حليمي در ادامه سخنراني خود اشاره به برنامه اصلاح گري پيامبر در جامعه نمودند و در اين رابطه سخنراني خودشان را به پايان رساندند.

در پايان نيز، حجت اسلام والمسلمين آقاي حليمي با دعائيه خويش اين محفل باشكوه را پايان دادند.

و این هم عکس هایی از این محفل باشکوه



                            گزارش: رضا ناصری
                                                         عکس: رضا عباسی

                                                   انالله انا اليه راجعون

باتاثر فراوان باخبرشديم كه خانم«شهناز همتي» نماينده محترم مردم هرات در شوراي ملي در تصادف جاده ودريك حادثه‌اي ترافيكي جان باخته است، اين حادثه را به خانواده آن مرحومه، مردم شريف هرات، واعضا و مسولين محترم شوراي ملي جمهوري اسلامي افغانستان تسليت عرض ميداريم.انتظار مي رود كه ساير نمايندگان باتلاش وجديت جاي خالي اين نماينده محترم را پر سازند.

                                                  مديريت مدرسه علميه عرفان.

مناجات با خدا

مناجات با خدا

نوای زیبای «مناجات با خدا» با صدای قاری علیرضا ابراهیمی در ایام ماه مبارک رجب تهیه گردید.

این نوای دلنشین و زیبا با مناسب ایام ماه مبارک رجب که ماه استغفار، توبه و راز و نیاز با خدای متعال است تهیه گردیده است.

دوستان گرامی بعد از دانلود این نوای زیبا و دلنشین نظریات خود را با ما در میان بگذارید.

متن این نوای زیبا قرار زیر است:
                     خدایا دلی ده که جای تو باشد
                                    لسانی که در وی ثنای تو باشد   
           
                     الهی بده همتی آنچنانم
                                                              که سعی ام وصال لقاء تو باشد 
             
                     الهی چنانم کن از عشق خود مست
                                                              که خواب و خورم از برای تو باشد   
               
                     الهی عطا کن به فکرم تو نوری
                                                                 که محصول فکرم دعای تو باشد         
         
                     الهی عطا کن مرا گوشه قلبی
                                                                  که آن گوش صدای تو باشد  
                    
                      الهی چنان کن که عبد مسکین
                                                                  برای تو خواند برای باشد
              
                      الهی عطا کن بر این بنده چشمی
                                                                   که بینایی اش از ضیای تو باشد  
                
                     الهی چنان ام کن از فضل و رحمت
                                                                   که دایم سرم را هوای تو باشد  
                
                     الهی چنان ام کن از عیب و خالی
                                                                  که هستی و محو و فنای تو باشد 
                     
                     الهی مرا حفظ و کن از مهالک
                                                                  که هر کاری کردم رضای تو باشد   
                   
                    الهی ندانم چه بخشی کسی را
                                                                  که هم عاشق و هم گدای تو باشد 
                 
                   الهی به من هم عطا کن بیانی
                                                                  که نطقش کلید عطای تو باشد    
              
                                                که نطقش کلید عطای تو باشد.

برای دانلود و دریافت نوای دلنشین روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود نوای مناجات با خدا   

                                                                             التماس دعا

تواشیح مولا مولا مولا حیدر مدد

گروه سرود و تواشیح « سفیر نور»

بخش فرهنگی مدرسه علمیه عرفان و  پژوهشگاه امام صادق علیه السلام

ویژه ولادت امام علی علیه السلام
                    مولا مولا مولا حیدر مدد                مولا مولا مولا حیدر مدد
                    ای آنکه خدایت فرموده عنایت         داری بر دو عالم تو حکم ولایت
                    ای نگاه دل من سوی تو                کعبه دل شده ابروی تو
                    ای تپش های دل عاشقان             بسته بر سلسله موی تو  
                 هم کفو فاطمه     ای یار فاطمه     ای بعد از پیمبر،     غمخوار فاطمه

                                      مولا مولا علی،     مولا مولا علی
                                       مولا مولا علی،    مولا مولا علی

   سر هر دو جهان ،  آشکار و نهان  ،   یار پیمبر تویی ،   سید و سرور تویی   ،    سید و سرور

   ای شه لا فتی  ،  با دلم آشنا  ،   ساقی کوثر تویی  ،   در صف محشر علی  ،    در صف محشر

         ای شکیب دل ،          همه عاشقان ،  نام تو همدم و مونس جانم،          مونس جانم

          در دل گشته برپا     از عشق تو غوغا     خورشید امامت         از تو شد هویدا

                 همه عالم به فدای نامت                            همه سرمست سبوح و جامت
                 ز می عشق تو مست و شیدا                     همه عالم شده تا قیامت

                   ای شمشیر حق و     آوای عدالت     در جنگ و ستیزی،  با ظلم و جهالت
                       مولا مولا علی ،  مولا مولا علی،  مولا مولا علی،   مولا مولا علی

برای دانلود این تواشیح روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود تواشیح گروه سرود سفیران نور

گزارشي از محفل باشكوه ولادت امام علي عليه السلام در حسينيه المهدي

گزارشي از محفل باشكوه ولادت امام علي عليه السلام در حسينيه المهدي

سيزدهم ماه رجب سال سي ام عام الفيل برابر است با ولادت مولي الموحدين، حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام  وبدين مناسبت محفل باشكوهي با حضور علماء، بزرگان، اساتيد و طلاب مدارس علميه، دانشجويان و فرهنگيان و ديگر اقشار مختلف در حسينيه المهدي برگزار گرديد.
اين محفل باشكوه با تلاوت آيات قرآن كريم توسط قاري محترم، محمد مهدي محسني آغاز و با شعر و مقاله و اجراي سرود و سخنراني ادامه يافت.

http://s1.picofile.com/file/7778788602/mohseni.jpg

بعد از تلاوت آيات فرآن كريم، آقاي انصاري اشعار زيباي خود را كه در وصف حضرت علي عليه السلام آماده كرده بود به خوانش گرفت.

و سپس آقاي حسني يكي از طلاب مدرسه، مقاله خود را كه درباره امام علي نگاشته بود، نيز به خوانش گرفت.

و بعد گروه سرود سفيران نور از بخش فرهنگي مدرسه علميه عرفان، سرود زيباي خود را اجرا نمودند.
http://s1.picofile.com/file/7778789351/safiran_nor_s.jpg

و بعد از اجراي سرود نوبت به سخنران اين محفل رسيد و سخنران اين محفل حجت السلام والمسلمين استاد فصيحي شفاء يكي از اساتيد مدرسه علميه عرفان بود.

http://s1.picofile.com/file/7778786555/fasihi_shafa.jpg

آقاي فصيحي شفاء ضمن تبريك اين ايام خجسته سخنان خود را با پيرامون ولادت امام علي عليه السلام آغاز كردند و گفتند:
در عصر روز سوم عام الفيل فاطمه بنت اسد با ديگر زنان عرب براي طواف خانه خدا وارد حرم مقدس بيت الله شد و فاطمه بنت اسد وضع حمل داشت و به يكباره گي حالش دگرگون گشت و با خود ذكر مي گفت و دعا مي كرد كه به يكباره گي ديوار كعبه از پشت شكافته شد و فاطمه بنت اسد وارد خانه امن الهي گرديد.
بعد از سه روز ديوار كعبه از همان جايي كه شكافته شده بود، باز گرديد و فاطمه بنت اسد در حالي كه طفلش مانند قرص ماه مي درخشيد از خانه كعبه بيرون آمد.
و اين همان مولا علي عليه السلام است كه تولد وي در بهترين و مقدس ترين مكان روي زمين رخ داده است.

سپس آقاي فصيحي شفاء اشاره اي به اوصاف و وي‍ژه گي هاي والاي امام علي عليه السلام كردند و گفتند:
مولا علي عليه السلام انساني است كه در همه ابعاد و در همه كمالات سرآمد است و ضمن اشاره به عبادت امام علي عليه السلام گفتند: امام علي عليه السلام چنان عابدي است كه در هنگام عبادت غش مي كرد و از حال مي رفت؛ طوري كه در جنگ صفين تيري به پاي مبارك امام اصابت كرد و در هنگام نماز تير را از پاي امام بيرون كشيدند و امام اصلا متوجه نشد!

آقاي فصيحي شفاء در ادامه بيان اوصاف و ويژه گي هاي امام علي عليه السلام اشاره به شجاعت ايشان نمودند و گفتند: امام علي عليه السلام در ميدان جنگ چنان شجاع بود كه از شجاعت وي، دلاوران روزگار به خود مي لرزيدند؛ چنانچه در جنگ احد امام عليه السلام نداي « لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار » را با شجاعت و مبارزه با دشمنان اسلام كمايي كرد.

در جنگ خندق نيز، امام علي عليه السلام عمرو بن عبدود كه يكي از پهلوانان پرآوازه عرب بود را به زانو درآورد و مدال افتخار « ضربه علي في يوم الخندق افضل من العباده الثقلين» را نيز كمايي كرد.

استاد حوزه، جناب آقاي فصيحي شفاء در ادامه اوصاف امام علي عليه السلام اشاره كوتاهي به حلم و بردباري و تواضع ايشان نمودند و در پايان سخنراني خود درباره آيه تطهير و مباهله كه در شان اهل بيت عليهم السلام است، صحبت نمودند.

در پايان، حجت اسلام والمسلمين آقاي حليمي يكي از اساتيد مدرسه با دعائيه خويش اين محفل باشكوه را پايان دادند.
http://s2.picofile.com/file/7778788274/halimi.jpg


            گزارش: رضا ناصری

                                                                  عکس: رضا عباسی


و این هم عکس هایی از این محفل باشکوه:
http://s1.picofile.com/file/7778790963/v_c_o_1.jpg

http://s2.picofile.com/file/7778790535/v_c_o.jpg

http://s2.picofile.com/file/7778787197/erfan_1.jpg

http://s1.picofile.com/file/7778787418/erfan_2.jpg

http://s1.picofile.com/file/7778787846/erfan_3.jpg

مقاله ای پیرامون امام علی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم

                                                              مقاله از: حمید الله حسني، پايه سوم حوزه



http://s2.picofile.com/file/7778794301/gf.jpg

دوازده سال قبل از بعثت پيامبر(ص)، در روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، خانه خدا، كعبه معظمه، شاهد شيرين ترين رويداد تاريخ بود، خانه خدا يكبار ديگر باز شد و فاطمه بنت اسد به درون آن حانه راه يافت و در چنان روز خجسته اي علي عليه السلام به دنيا آمد و كعبه را پرنور كرد.

اين كرامت مخصوص علي عليه السلام است كه در خانه خدا و در مقدس ترين و والا ترين جاي روي زمين به دنيا بيايد، نه قبل از او و نه بعد از او چنين حادثه اي تكرار نشده و نخواهد شد. راستي همين يك فضيلت كافي نيست كه علي را از ديگران ممتاز مي كند، چه رسد به اينكه خداوند نام او را از نام خود مشتق سازد و او را به اخلاق خود آراسته سازد و در لحظه ولادتش بشارت به محبين و پيروانش دهد و دشمنانش را مغلوب سازد.

علي؛ كعبه آمال حقيقت جويان و قبله عارفان و ناسكان، فاتح اقليم عشق، مصباح جمال ازلي، كوكب دري وجود، اين گوهر تابناك الهي از درون كعبه پا به عرصه جهان گذاشت تا جهانيان را به عبادت خداي كعبه و رب البيت دعوت كند و پرچم هاي ضلالت و گمراهي را از فراز خانه به حضيض افگند و پرچم هدايت را بر افراز و صراط مستقيم ايمان را به رهروان راه الله بنمايد و با برقي ذوالفقارش قلب بت پرستان تاريخ را به لرزه در آورد و خروش رعد آساي شمشير آهته اش هراس و خوف را در دل دشمنان خدا اندازد كه تا فتح صور نام ناميش و اسم گراميش مايه اميد و نويد دوستان و محبان درگاهش و مايه رعب وحشت در قلب اعداء و دشمنانش خواهد بود.

همان كسي كه در وسط ميدان، شجاع ترين قهرمانان عرب را بر زمين مي افگند، شب هاي تار چنان به عبادت و نماز مي پردازد كه در بعضي احوال از شدت گزيه و خضوع بدرگاه ذوالجلال مانند جسم بي جان نقش بر زمين مي شود تا آنجا كه راوي خيال مي كند حضرت از دنيا رفته است، وقتي به حضرت زهرا سلام الله عليها خبر مي دهد، زهرا كه علي را بهتر از ديگران مي شناسد به او مي گويد، دلتنگ مباش كه اين كار هميشگي علي است.

آري، جهان ابر مردي كه در برابر ناكثين و قاسطين و مارقين خم به ابرو نمي آورد و همه دشمنان را با ذوالفقارش از صفحه روزگار بر مي دارد، در برابر يتيمان، زانوي ادب بر زمين مي زند، دست محبت و عطوفت بر سرشان مي نوازد و كودكان يتيم را بر زانوهايش مي نشاند و براي بدست آوردن رضايت شان با دست مبارك خود بر ايشان نان مي پزد و با دست خود به آنها غذا مي دهد و در عين خدمت از آنها معذرت مي خواهد.

تاريخ به خود نديده است، رهبر و حكمراني كه تمام عوامل ثروت و رفاه در كف دستش باشد و خود هرگز در فكر لذت بردن از لذائذ مباح دنيا نباشد، اين چه قدرتي است كه شخصي با آن همه امكانات، بر خود حرام كند كه نان خشكي سير شود، در حالي كه در گوشه و كنار مملكتش بي نواي گرسنه اي وجود داشنه باشد و بر خود حرام كند كه لباس نرمي در بر نمايد، در حالي كه احتمال مي دهد در دورترين نقطه از جهان ، مستمنديريال پيراهن كهنه اي بر تن پوشيده است و چه زيبا، ضرار بن حمزه او را وصف مي كند و مي ستايد:

او به حدا قسم تيز بين، نيرومند و بسيار حاذق بود؛ آنچه مي گفت انجام مي داد و با عدالت رفتار ميكرد، علم و دانش سويش مي جوشد و حكمت بر زبانش جاري مي شود؛ از دنيا و زينت ها و لذت هايش در هراس است، خدا را گواه مي گيرم كه در يكي از شب هاي تار، هنگامي كه ظلمات و تاريكي فراگير شده بود و ستاره گان پنهان بودند او در محراب عبادتش ايستاده بود، محاسن مبارك را درست گرفته و مانند مار گزيده اي به خود مي پيچيد و همچون مصيبت زده اي غمناك اشك مي ريخت و مي گفت: اي دنيا از من دور شو، ديگري را غير از من فريب ده. تو آيا مرا مي خواهي فريب دهي و يا به ديدن من مي خواهي بيايي، هيهات، هيهات من تو را سه طلاقه گفتم و هيچ بازگشتي در طلاقم نيست؛ چرا كه عمر تو كوتاه و زندگي ات بي ارزش و خطرت بسيار است.

دريغ و آه از توشه اندك و دوري منزل و وحشتناكي راه!

آري، علي از دنيا چيزي نمي خواست، جز اينكه بتواند رنج مظلومي را دريابد و قلب مصيبت ديده اي را تسكين دهد و عدالت را برقرار نمايد و ظالمي را بر كيفر رساند.

ما كه پيروان علي هستيم و خود را جز محبان و پيروان آن مي دانيم، بايد تلاش كنيم كه راهش گام برداريم و اهداف والايش را دنبال كنيم، هرچند ممكن نيست در عمل مانند او زندگي كنيم كه خود نيز فرمود: من از دنياي شما بسنده كردم به دو لباس كهنه و از طعامش به دو قرص نان و شما نمي توانيد مانند من باشيد، ولي با وعد و پارسايي و تلاش همراهيم كنيد.


                                                                                                                  پايان

ولادت باسعادت امیرالمومنین امام علی علیه السلام مبارک باد!



http://s2.picofile.com/file/7774934301/emam_ali_card.jpg