ورود خاندان امام حسين عليه السّلام به كربلا

ورود خاندان امام حسين عليه السّلام به كربلا
مسئله ديگرى كه لازم است در اين جا به آن اشاره كنيم ، اين است : آيا خاندان امام حسين عليه السّلام و بازماندگان واقعه كربلا پس از دوران اسارت ، در برگشت از شام به مدينه ، وارد كربلا شدند و ورود آنان مطابق با روز اربعين شهادت امام حسين عليه السّلام بود؟
در اين باره ، تاريخ ‌نگاران و سيره نويسان ، ديدگاه واحدى ندارند. برخى معتقدند كه آنان در هنگام رفتن از كوفه به شام ، در حال اسيرى وارد كربلا شدند و اربعين آن حضرت را با سوگوارى خود گرامى داشتند.

برخى ديگر مى گويند: آنان پس از بازگشت از شام ، وارد كربلا شده و با جابربن عبدالله انصارى ، همزمان در روز اربعين ، قبر امام حسين عليه السّلام را زيارت كردند. برخى ديگر تنها به حضور جابر در روز اربعين اشاره كرده و از آمدن خاندان امام حسين عليه السّلام سخنى به ميان نياورده اند.
برخى ديگر نيز گفته اند: خاندان امام حسين عليه السّلام ، نه در اربعين سال اول ، بلكه در اربعين سال بعد به كربلا رفته و قبر آن حضرت را زيارت كردند.
چون ما در صدد تفصيل ماجرا نيستيم ، اشاره اى به ادله و نشانه هاى گفتار فوق نمى كنيم و تنها برداشت شخصى خويش را با توجه به مطالعه منابع گوناگون اسلامى و جمع بندى آنان بيان مى كنيم .
به نظر مى آيد كه خاندان اباعبدالله الحسين عليه السّلام پس از آزادى و بازگشت از شام ، در ميان راه تغيير مسير داده و به جاى رفتن به مدينه ، به سوى كربلا روان شدند. آنان هنگامى وارد سرزمين كربلا شدند، كه جابر بن عبدالله انصارى و عده اى از دوستداران اهل بيت عليهم السّلام در آن جا به سوگوارى مشغول بودند.

ملحق شدن خاندان امام حسين عليه السّلام به ساير سوگواران ، حالت ويژه اى در سرزمين كربلا به وجود آورد و زيارت امام حسين عليه السّلام به طور آشكار و لعن و نفرين كردن بر قاتلان آن حضرت ، صحراى كربلا را طنين انداز كرد و سد شيطانى يزيد و عبيدالله بن زياد در دشمنى با خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را شكست و سيل ابراز محبت و دوستى به اهل بيت عليهم السّلام به ويژه نسبت به امام حسين عليه السّلام در ميان مسلمانان به راه افتاد و دشمنان را به رسوايى كشانيد.
اين گفتار به اين معنا نيست كه جابربن عبدالله و خاندان امام حسين عليه السّلام ، همزمان در روز اربعين وارد كربلا شده باشند. بلكه مسلّم اين است كه جابربن عبدالله انصارى در روز اربعين در كربلا حضور داشت ، ولى خاندان امام حسين عليه السّلام پس از اربعين ، در روزهاى ديگر و شايد ماه ديگر، غير از ماه صفر وارد كربلا شده اند، امّا ورودشان مصادف بود با حضور جابربن عبدالله انصارى .
به اين جهت ، معروف شده است كه اين دو گروه ، همزمان وارد كربلا شده اند.
 سيدبن طاووس در " اللهوف على قتلى الطفوف"  در اين باره گفت :


قالَ الرّاوى : لَمّا رَجَعَ نِساءُ الْحُسَيْنِ (عَليه السّلام ) وَ عَيالِهِ مِنَ الشّامِ وَ بَلَغُوا اِلَى الْعِراق ، قالُوا لِلدّليلِ: مُرَّ بِنا عَلى طَريقِ كربَلاء. فَوَصَلُوا اِلى مَوْضِعِ الْمَصْرعِ فَوَجَدُوا جابِر بنِ عبداللّه الا نصارى (ره ) وَ جَماعَةً مِنْ بَنى هاشِمِ وَ رِجالا مِنْ آلَ الرَّسولِ صلّى اللّه عليه و آله قَد وَرَدُو الزِيارَةِ قَبرِ الْحُسَين عليه السّلام ، فَوافُوا فى وَقتٍ واحِدٍ وَ تَلاقوُا بِالبُكاءِ وَ الْحُزنِ وَ اللَّطْم وَ اَقامُوا الْماتِمَ الْمُقْرِحَةُ لِلْاءكبادِ، وَ اجْتَمَعَ اِلَيْهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ فَاقاَموُا عَلى ذلِك اءيّاما (1).

از اين گفته به روشنى دانسته مى شود كه حضور جابربن عبدالله انصارى در
كربلا، موجب گرديد كه ساير دوستداران اهل بيت عليهم السّلام ، اعمّ از بنى هاشم و وابستگان به بيت رسالت و امامت ، و اهالى كوفه و بصره ، به طور گروهى و انفرادى وارد كربلا شدند و به سوگوارى پرداختند. بدين جهت حضور آنان ، روزها بلكه ماه ها به طول انجاميد و در همان ايام ، كاروان امام حسين عليه السّلام نيز به آنان ملحق شد.

امّا اگر گفته شود كه خاندان امام حسين عليه السّلام در روز اربعين شهادت امام حسين عليه السّلام در برگشت از شام ، به كربلا رسيدند، اين گفتار نمى تواند با ايّام درازمدت اسارت آنان در كوفه و شام و طى راه طولانى رفت و برگشت مابين دو سرزمين در مدت كوتاه چهل روز، سازگارى داشته باشد.



منابع:
 روز شمار تاريخ اسلام ، جلد دوّم : ماه صفر
1- لهوف سيدبن طاووس ، ص 218.

نخستین زیارت

نخستین زیارت


اربعین در لغت به معنای چهل، چهار دهه و در اصطلاح، سپری شدن چهل روز از مرگ کسی و بر پای داشتن مراسمی برای بزرگداشت اوست. این واژه در اصطلاح شیعه، به طور خاص بر روز بیستم ماه صفر یعنی چهل روز پس از واقعه عاشورا شهادت امام حسین علیه السلام  و یارانش اطلاق می گردد.

با اين كه روز چهلم شهادت اباعبدالحسين عليه السّلام و يارانش در كربلا، به حساب رياضى بايد نوزدهم ماه صفر باشد، همان طورى كه شيخ ‌بهايى در توضيح المقاصد به آن اشاره كرده است ، ولى علما و تاريخ ‌نگاران شيعه ، چهلم شهادت آن حضرت را، روز بيستم صفر دانسته اند.(1)
 
شايد گفتارشان بدين جهت باشد كه آنان روز عاشورا را به حساب نياورده و آغاز چهلم را از روز يازدهم ماه محرّم شمرده اند.

به هر تقدير، بيستم صفر روز اربعين شهادت امام حسين عليه السّلام و يارانش است . اين روز، روز زيارت امام حسين عليه السّلام است و براى آن ، زيارت هاى ويژه اى از امامان معصوم عليهم السّلام نقل شده است .
در اين روز جابربن عبدالله انصارى وارد كربلا گرديد و قبر مطهر امام حسين عليه السّلام را زيارت كرد. او نخستين زايرى بود كه با معرفت ، موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد.
جابر بن عبداللّه ، از اهالى مدينه طيبه و از صحابه معروف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و از دوستداران اهل بيت عليهم السّلام بود.
وى ، پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از جبهه حق طلب اميرمؤ منان عليه السّلام و فاطمه زهرا عليها السّلام هوادارى مى كرد و در ايام خلافت اميرمؤ منان عليه السّلام از نزديكان آن حضرت بود. پس از شهادت اميرمؤ منان عليه السّلام از ياران امام حسن مجتبى عليه السّلام ، امام حسين عليه السّلام و امام زين العابدين عليه السّلام بود.
وى ، عمرى دراز پيدا كرد و تا ايام جوانى امام محمدباقر عليه السّلام را درك نمود و سلام پيامبراسلام صلّى اللّه عليه و آله را به امام محمدباقر عليه السّلام ابلاغ كرد.
روايت شد كه جابربن عبدالله ، روزها در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مى نشست و مى گفت: "يا باقِرَ، يا باقِرَالْعِلْم!" مردم مدينه مى گفتند: او هذيان مى گويد. وى مى گفت : به خدا سوگند، من بيهوده و پريشان سخن نمى گويم . من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه به من فرمود: اى جابر! تو زنده مى مانى با ببينى مردى از اهل بيت مرا كه نام او، نام من و رخسارش ، رخسار من است . بشكافد دانش را شكافتنى ، هرگاه وى را ديدى ، سلام مرا به او برسان .
اين فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه مرا واداشت اين سخن را بگويم (2).
جابربن عبدالله در اواخر عمر، نابينا شد و در سال 78 قمرى در سن بالاى نودسالگى در مدينه بدرود حيات گفت . او آخرين صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه در اين شهر وفات يافته است(3).

جابربن عبدالله انصارى كه در هنگام شهادت امام حسين عليه السّلام ، به احتمال زياد در مدينه حضور داشت و از قيام و شهادت آن حضرت بى اطلاع بود، پس از آگاهى از جنايت سپاهيان يزيد و شهادت امام حسين عليه السّلام و ياران وفادارش در كربلا، عازم كوفه گرديد تا از اين رويداد بزرگ ، به خوبى آگاه شود.
وى ، پس از اطلاع كامل از نحوه شهادت و به دست آوردن نشانى محل شهادت امام حسين عليه السّلام ، عازم سرزمين كربلا گرديد و نخستين كسى بود كه توفيق زيارت قبر امام حسين عليه السّلام را به دست آورد و پايه گذار سنت حسنه زيارت مرقد پيشواى شهيدان ، حضرت امام حسين عليه السّلام گرديد.


در این قسمت ماجرای جابر بن عبدالله انصاری  را از كتاب بشارة المصطفى نقل می کنیم:

شیخ ابو جعفر محمد بن ابی القاسم محمد بن علی طبری به سندش از عطیه عوفی نقل می کند:
همراه جابر بن عبدالله انصاری به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السلام بیرون آمدیم، جابر خود را به کنار فرات رسانید و غسل کرد. لنگ به کمر بسته و حوله را بر دوش انداخت و خود را خوشبو ساخت. هرگاهی که گامی که بر می داشت ذکر خدا می گفت تا آن گاه که نزدیک قبر رسید، به من گفت: دستانم را بر قبر او بگذار.
 چنان کردم.
خود را بر قبر مطهر انداخت و بی هوش افتاد، قدری آب بر او پاشیدم، وقتی که به هوش آمد، سه بار گفت: «یا حسین»، سپس گفت: حبیب لا یجیب حبیبه؛ آیا دوست، پاسخ دوستش را نمی دهد؟
آن گاه گفت: چگونه پاسخ دهی و حال آن که رگ های گردنت بر پشت و شانه ات آویخته و بین بدن و سرت جدایی افتاده است و پس از آن، آن حضرت را با کلماتی که نشان از کمال ایمان وی دارد، این گونه زیارت می کند:
شهادت می دهم که تو فرزند خاتم پیامبران و سید مومنان هستی و تو هم پیمان پرهیزکاری و نتیجه ی هدایت و پنجمین اصحاب کسایی و تو فرزند سید نقیبان  و زاده ی فاطمه سیده ی بانوانی و چگونه نباشی  و حال آن که دستان سید مرسلان غذایت داد و در دامن پرهیزکاران پرورش یافتی و از سینه ی ایمان شیر خوردی و با اسلام از آن جدا گشتی.
پس خوب زیستی و خوب به لقای الهی رسیدی، گرچه دل های مومنان از فراق تو آرامش نمی گیرد و هیچ شک و تردیدی را در انتخاب صحیح تو و آن چه که در آن خیر و صلاح توست، به خود راه نمی دهد.
پس بر تو سلام و رضوان خدا باد و گواهی می دهم که تو بر همان راهی قرار گرفتی که برادرت یحیی، فرزند زکریا، بر آن قدم نهاد.
آنگاه نگاهش را به اطراف قبر مطهر دوخت و خطاب به شهیدان گل دشت کربلا گفت:
«َلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيَّتُهَا الْاَرْواحُ الَّتى حَلَّتْ بِفِناءِ قَبْرِ الْحُسَينِ عَلَيه السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ، اَشْهَدُ اَنَّكُمُ اَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكوةَ وَ اَمَرْتُمْ بِالمَعْروُفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جاهَدْتُمُ الْمُلْحِدينَ وَ عَبَدْتُمُ اللّهَ حَتّى آتيكُمُ الْيَقينُ؛ سلام بر شما ای ارواحی که در اطراف حسین رحل افکندید! شهادت می دهم که شما نماز را به پا داشتید و زکات را پرداختید و امر به معروف نمودید و نهی از منکر کردید و با کافران به جنگ برخاستید و خدا را بندگی نمودید تا آن که به حد یقین رسیدید».
سپس گفت: قسم به آن کسی که محمد(ص) را به پیامبری بر انگیخت که ما در آنچه که انجام دادید، شریک هستیم.
عطیه می گوید: به او گفتم: ای جابر! چگونه ما با آنان شریکیم و حال آن که کاری نکردیم، نه در دشتی فرود آمدیم و نه بر کوهی بالا رفتیم و نه جنگیدیم و اینان بین سرها و بدن هایشان جدایی افتاد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بی سرپرست شدند!؟
جابر گفت: ای عطیه! از حبیب خودم، رسول خدا صلی الله علیه آله و سلم شنیدم که فرمود:« هرکس که قومی را دوست بدارد، با آنان محشور گردد و هر کس که کار قومی را دوست بدارد در عمل شان شریک گردد.»
پس قسم به که محمد (ص) را به پیامبری برانگیخت که نیت من و یاران من، با نیت و قصد حسین و یارانش یکی است (4).

 به اين ترتيب ، جابر بن عبدالله انصارى نه تنها خود موفق به زيارت اباعبداللّه الحسين عليه السّلام گرديد، بلكه با رفتار و گفتار خود، زيارت امام حسين عليه السّلام و ساير شهيدان كربلا را در ميان دوستداران اهل بيت عليهم السّلام رواج داد.
از آن پس ، شيعيان و دوستداران اهل بيت عليهم السّلام از كوفه ، بصره ، مدينه و ساير مناطق اسلامى به سوى كربلا روان شده و اين صحراى دورافتاده و خشك را به زيارت گاهى مقدس درآوردند و زيارت امام حسين عليه السّلام را به عنوان يك فرهنگ جهادى و دينى در ميان تمامى مسلمانان جهان مطرح كردند.

منابع:
 روز شمار تاريخ اسلام ، جلد دوّم : ماه صفر
1- وقايع الايّام ، ص 194.
2-مناقب آل اءبى طالب ، ج 3، ص328 .
3- منتهى الا مال ، ج 1، ص 119.
4- بشارة المصطفی، ص 74

فلسفه اربعين حسيني

فلسفه اربعين حسيني

چرا براي امام حسين عليه السلام اربعين مي گيرند ولي براي بقيه اطهار اربعين نمي گيرند؟
پاسخ: به طور كلي بايد گفت عزاداري امام حسين عليه السلام  با ساير امامان تفاوت دارد و اين به دليل گستره  ي كمي و كيفي واقعه عاشوراست. وضعيت خاص جهان اسلام و مسلمانان ، حالات حاكمان مسلمان و ظلم هاي آنان، تحقير امت اسلامي، تشديد ظلم عليه شيعيان، فراموشي آموزه هاي چون امر به معروف و نهي از منكر، شيوع بدعتهاو... از يك  سو و موقعيت ويژه ي اباعبدالله الحسين عليه السلام از جهت مظلوميت و تنهايي و نوع جنگ و برخورد فزيكي با آن حضرت و اهل و عيال ايشان، درس هاي تربيتي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ديني آن از سوي ديگر همه و همه شكل خاصي به اين حادثه داده كه باعث شده كه پيامبر اكرم(ص) و حضرت زهرا و تمام ائمه اطهار،بر احياي عزاداري آن حضرت تاكيد فراوان داشته باشند.

اين تاكيد به عزاداري بر حضرت سيدالشهدا عليه السلام به خاطر فلسفه هاي سازنده و تربيتي متععد آن است؛ از جمله:

1-زنده نگه داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسيني
2- الهام بخشيدن روح انقلابي و ستم ستيزي
3- پيوند عميق عاطفي بين امت و الگوهاي راستين
4- اقامه مجالس ديني در سطح وسيع و آشنا شدن توده ها با معارف ديني
5-  پالايش روح و تزكيه نفس
6- اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و...

شايد از وجوهي  كه براي برگزاري روز اربعين براي سيدالشهدا عليه السلام از سال 61 هجري و از آن زمان تا حال كه شيعه بر اين امر هميشه قيام و اقدام كرده است و آن را زنده نگه داشته است، آن است كه براي سيدالشهدا  عليه السلام زمين و آسمان تا چهل روز گريه كرده است؛ چنان كه جناب زراره بن اعين (ره) كه از اكابراصحاب اهل بيت عليه السلام و فقهاي شيعه اماميه است،  از حضرت امام صادق عهليه السلام روايتي نقل كرده است به اين عبارت كه: قال ابو عبدالله عليه السلام:" يا زراره! ان السماء بكت علي الحسين عليه السلام اربعين صباحا بالدم و ان الارض بكت عليه اربعين صباحا بالسواد و ان الشمس بكت اربعين صباحا بالكسوف و الحمره و ان الملائكه بكت عليه اربعين صباحا و... الحديث( كامل الزياره، ص 81 و مستدرك الوسائل،  ج 2، ص 215)

از اين حديث شريف كه در يكي از كتب معتبر حديث شيعه كامل الزياره نقل شده استفاده مي شود که گریه آسمان و زمین و ملائکه و آفتاب بر سیدالشهدا تا چهل روز طول کسیده است. شاید انتقال همین معنا از سوی اهل بیت علیه السلام این سنت را در میان مردم ایجاد کرده است.

رسیدن کاروان اسیران در سفر بازگشت به صحرای کربلا در چهلم شهادت آن حضرت و عزاداری معروفی که شد به همراه زیارت اربعین در این مسئله دخالت داشته است.

عزاداری برای سیدالشهدا به طور خاص از سوی اهل بیت علیه السلام تاکید شده است و اساسا نباید آن را با سایر عزاداری ها مقایسه کرد.
این اهمیت به ماهیت پیامی باز می گردد که این قیام داشته است.