بسم الله الرحمن الرحيم

                                                              مقاله از: حمید الله حسني، پايه سوم حوزه



http://s2.picofile.com/file/7778794301/gf.jpg

دوازده سال قبل از بعثت پيامبر(ص)، در روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، خانه خدا، كعبه معظمه، شاهد شيرين ترين رويداد تاريخ بود، خانه خدا يكبار ديگر باز شد و فاطمه بنت اسد به درون آن حانه راه يافت و در چنان روز خجسته اي علي عليه السلام به دنيا آمد و كعبه را پرنور كرد.

اين كرامت مخصوص علي عليه السلام است كه در خانه خدا و در مقدس ترين و والا ترين جاي روي زمين به دنيا بيايد، نه قبل از او و نه بعد از او چنين حادثه اي تكرار نشده و نخواهد شد. راستي همين يك فضيلت كافي نيست كه علي را از ديگران ممتاز مي كند، چه رسد به اينكه خداوند نام او را از نام خود مشتق سازد و او را به اخلاق خود آراسته سازد و در لحظه ولادتش بشارت به محبين و پيروانش دهد و دشمنانش را مغلوب سازد.

علي؛ كعبه آمال حقيقت جويان و قبله عارفان و ناسكان، فاتح اقليم عشق، مصباح جمال ازلي، كوكب دري وجود، اين گوهر تابناك الهي از درون كعبه پا به عرصه جهان گذاشت تا جهانيان را به عبادت خداي كعبه و رب البيت دعوت كند و پرچم هاي ضلالت و گمراهي را از فراز خانه به حضيض افگند و پرچم هدايت را بر افراز و صراط مستقيم ايمان را به رهروان راه الله بنمايد و با برقي ذوالفقارش قلب بت پرستان تاريخ را به لرزه در آورد و خروش رعد آساي شمشير آهته اش هراس و خوف را در دل دشمنان خدا اندازد كه تا فتح صور نام ناميش و اسم گراميش مايه اميد و نويد دوستان و محبان درگاهش و مايه رعب وحشت در قلب اعداء و دشمنانش خواهد بود.

همان كسي كه در وسط ميدان، شجاع ترين قهرمانان عرب را بر زمين مي افگند، شب هاي تار چنان به عبادت و نماز مي پردازد كه در بعضي احوال از شدت گزيه و خضوع بدرگاه ذوالجلال مانند جسم بي جان نقش بر زمين مي شود تا آنجا كه راوي خيال مي كند حضرت از دنيا رفته است، وقتي به حضرت زهرا سلام الله عليها خبر مي دهد، زهرا كه علي را بهتر از ديگران مي شناسد به او مي گويد، دلتنگ مباش كه اين كار هميشگي علي است.

آري، جهان ابر مردي كه در برابر ناكثين و قاسطين و مارقين خم به ابرو نمي آورد و همه دشمنان را با ذوالفقارش از صفحه روزگار بر مي دارد، در برابر يتيمان، زانوي ادب بر زمين مي زند، دست محبت و عطوفت بر سرشان مي نوازد و كودكان يتيم را بر زانوهايش مي نشاند و براي بدست آوردن رضايت شان با دست مبارك خود بر ايشان نان مي پزد و با دست خود به آنها غذا مي دهد و در عين خدمت از آنها معذرت مي خواهد.

تاريخ به خود نديده است، رهبر و حكمراني كه تمام عوامل ثروت و رفاه در كف دستش باشد و خود هرگز در فكر لذت بردن از لذائذ مباح دنيا نباشد، اين چه قدرتي است كه شخصي با آن همه امكانات، بر خود حرام كند كه نان خشكي سير شود، در حالي كه در گوشه و كنار مملكتش بي نواي گرسنه اي وجود داشنه باشد و بر خود حرام كند كه لباس نرمي در بر نمايد، در حالي كه احتمال مي دهد در دورترين نقطه از جهان ، مستمنديريال پيراهن كهنه اي بر تن پوشيده است و چه زيبا، ضرار بن حمزه او را وصف مي كند و مي ستايد:

او به حدا قسم تيز بين، نيرومند و بسيار حاذق بود؛ آنچه مي گفت انجام مي داد و با عدالت رفتار ميكرد، علم و دانش سويش مي جوشد و حكمت بر زبانش جاري مي شود؛ از دنيا و زينت ها و لذت هايش در هراس است، خدا را گواه مي گيرم كه در يكي از شب هاي تار، هنگامي كه ظلمات و تاريكي فراگير شده بود و ستاره گان پنهان بودند او در محراب عبادتش ايستاده بود، محاسن مبارك را درست گرفته و مانند مار گزيده اي به خود مي پيچيد و همچون مصيبت زده اي غمناك اشك مي ريخت و مي گفت: اي دنيا از من دور شو، ديگري را غير از من فريب ده. تو آيا مرا مي خواهي فريب دهي و يا به ديدن من مي خواهي بيايي، هيهات، هيهات من تو را سه طلاقه گفتم و هيچ بازگشتي در طلاقم نيست؛ چرا كه عمر تو كوتاه و زندگي ات بي ارزش و خطرت بسيار است.

دريغ و آه از توشه اندك و دوري منزل و وحشتناكي راه!

آري، علي از دنيا چيزي نمي خواست، جز اينكه بتواند رنج مظلومي را دريابد و قلب مصيبت ديده اي را تسكين دهد و عدالت را برقرار نمايد و ظالمي را بر كيفر رساند.

ما كه پيروان علي هستيم و خود را جز محبان و پيروان آن مي دانيم، بايد تلاش كنيم كه راهش گام برداريم و اهداف والايش را دنبال كنيم، هرچند ممكن نيست در عمل مانند او زندگي كنيم كه خود نيز فرمود: من از دنياي شما بسنده كردم به دو لباس كهنه و از طعامش به دو قرص نان و شما نمي توانيد مانند من باشيد، ولي با وعد و پارسايي و تلاش همراهيم كنيد.


                                                                                                                  پايان