شب زنده شدن

بنام خداوند بخشنده ومهربان

شب زنده شدن

حمد وستایش مخصوص خداوندی است که آفریننده وپروردگار جهانیان است، قافله مخلوقات به سمت او کوچ می کند ودر کهکشان هستی همه چیز به گرد او طواف می نمایند .

او، وجودی است بی نهایت که وصفش را کسی نتواند وبه کنه ذاتش کسی را یارای پی بردن نیست.
سپس درود خداوند بر بهترین مخلوقات وسید وسرور بندگانش، آخرین پیامبر، محمد مصطفی(ص) وخاندان پاکش بخصوص نجات بخش بشریت مهدی موعود(عج).

واما بعد؛

قلب انسانی مانند رودی است که از سرچشمه زلال وپاک خداوندی جان می گیرد ولحظه لحظه حیات وزندگی‏اش مرهون پیوند با اوست واگر این پیوند گسسته شود جان آدمی بسان رودخانه‏ای خشک می‏گردد.

شب قدر، بهترین فرصت برای اینست که پیوندی عمیق با مبدأ وسرچشمه خود برقرار سازیم وحیاتی نو به زمین خشکیده وجودمان بخشیم.

وخلاصه زنده شویم؛

که بدرستی حیات واقعی انسان در گرو پیوند وارتباطش با خالق خود می باشد.

وقت آن است که از دلبسته‏گی‏های دنیایی به مادیات ومظاهر دنیا دور شویم وبه معشوق حقیقی دل ببندیم که او تنها پایدار وفنا ناپذیر است

وباقی همه نابود شونده‏اند (یا من یَبقی ویَفنی کُلُ شَئ)

که اگر به دنیا دل ببندیم ما نیز مانند آن فانی می شویم واگر به عشق واقعی دل بستیم ما نیز مانند او باقی خواهیم بود.

شب قدر، شبی است که درخت ملکوتی معنویت شاخه‏های خود را پائین آورده تا تمامی ما وشما از میوه‏های آن به راحتی استفاده کنیم وبه اندازه هزار ماه بهره‏مند گردیم .

فرشته ها وروح وتمامی آسمانیان در این شب همه به زمین می‏آیندو امشب در آسمان هیچ خبری نیست؛ زیرا همه در زمین بخاطر أمری عظیم جمع شدند وگوئی زمین به عرش خدا تبدیل گشته.

رمضان مهمانی بزرگ خدا برای بندگانش می باشد وشب های قدر همان پذیرائی ویژه این میهمانی است. 

وچه راحت است امشب نزدیک شدن به خدا وبرگشت در آغوش گرم او .

امشب الگو وراهنمای ما کسی است که در این راه فرقش شکاف شد.

امشب باید مثل علی، خدا را عبادت کنیم. از او درس بندگی بیاموزیم.

تا بنده خوبی باشیم.


نویسنده: حیدر امینی


شب قدر از هزار ماه بهتر است

شب قدر از هزار ماه بهتر است

بسم الله الرحمن ارحیم
انا انزلناه فی لیلة القدر* و ما ادراک ما لیلة القدر* لیلة القدر من خیر الف شهر* تنزل الملائکه و الروح فیها بازن ربهم من کل امر* سلام هی حتی مطلع الفجر.

به نام خداوند بخشنده مهربان

ما این قرآن عظیم الشان را در شب قدر نازل کردیم* و تو چه می دانی سب قدر چیست؟* شب قدر از هزار ماه بهتر و بالاتر است* دراین شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان (و دستور الهی و سرنوشت خلق نازل می شوند* این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبح کاه.

شب قدر یکی ار شب های پر ارزش الهی است که گفته شده است که هزار ماه بهتر و بالاتراست.

در این شب با فضیلت باید مشغول احیاء و زنده داری شویم و شور و غوغای تهی  که عمری است ما را می آزارد، خالی شویم تا به جرگه عشاق بپیوندیم.

شب قدر گسترده ترینسفره بخشایش و پرنعمت ترین خوان رحمت خداست. در اینن شب رو به روی آیینه دل بنشینیمو چهره جان را با اشک توبه، از غبار تن پاک کنیمو رخ در سحر آمرزش بشوییم.

این شب فرصتی است تا زنگار یک سال زندگی در دنیای خاکی را زا آیینه ذل بزداییمو به فطرت بی عیب خویش باز گردیم.

رمضان موعد عروج است و شب قدر، میعاد بیداران و معراج شب زنده داران. شب قدر، شب خود شناسی و خداشناسی است و شب قدر را قدر بدانیمو از لحظات آن برای عروج به سوی رضای او بهره مند شویم و بر کرانه های قدر پناه بگیریم و یکدیگر را در این شب عزیز دعا کنیم.

در این شب در سایه قرآن بنسینیم و خدا را به کلمات او سوگند دهیم و اشک آلود و پر شکسته به گوشه ای از مسجد پناه بریم، نام او را تکرار کنیم،

آری، شب قدر است و باید قدرش را دانست و گرامی ترین شب آفرینش را پاس بداریم.

شب قدر است و قدر آن بدانیم

نماز و جوشن و قرآن بخوانیم

به درگاه خدا غفران و توبه

به شرطی که سر پیمان بمانیم

برای پاکی و نفس سعادت

همیشه بهر خود شیطان برانیم

سب تقدیر وثبت سرنوشت است

دعا بر مومن و انسان بخوانیم

برای صیقل روح و روان ها

به دل دریایی از ایمان رسانیم

برای اولین مظلوم عالم

بسی خون دل از چشمان چکانیم

هزاران لغت و نفرین بسیار

به قاتل های مولامان رسانیم.

در این شب ها تو مهدی(عج) را صدا کن

چو یوسف غایب است حیران چنانیم

دعای اول و آخر ظهور است

که بیش از این در این هجران نمانیم

مسافر را بگو ایمان قوی دار

که تا وصلی به این دامان امانیم.


تهیه کننده: رضا ناصری


مقاله ای درمورد شب های قدر

مقاله ای درمورد شب های قدر

مراد از شب قدر، تقدیر و اندازه ‏گیری است و شب قدر شب اندازه‏ گیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر می‏کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر می‏گرداند.

عظمت شب قدر

در سوره قدر می‏خوانیم: «انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر». خداوند متعال برای بیان عظمت‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هی هی خیر من الف شهر» یعنی با این که می‏توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیلة القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه «لیلة القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

وقایع انجام شده در شب قدر

۱- نزول قرآن
۲- تقدیر امور
۳- نزول ملائکة و روح
۴- سلام و امنیت
قرآن و شب قدر
در برخی از احادیث آمده است که راوی به امام جعفر صادق (علیه السّلام) می گوید:
درباره شب قدر، به من اطلاعاتی بدهید! آیا این شب، فقط در روزگاران گذشته مثلا روزگار حیات پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) [ بوده است ] و اکنون دیگر نیست ، یا اینکه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام می فرماید: لو رفعت لیله القدر، لرفع القرآن – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز بر می دارند.

شعر در مورد شب قدر

شب وصل است و خوش قرآن ناطق
نیایش مى‏کند تا صبح صادق
سر شب تا سحر او ناله کرده
به یک شب طى رهى صد ساله کرده
لبانش مى‏خورد آهسته بر هم
که گویا عرش و فرش گردیده در هم
نظریکی از علما درموردشب قدر

ما معتقدیم (و این جزء بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که می‌تواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند. البته فرصت ماه رمضان، یک فرصت استثنایی است. این، چیز کمی نیست که خدای متعال در قرآن بفرماید: “لیله‌القدر خیر من الف شهر”. یک شب، از هزار ماه بهتر و با فضیلت‌تر و در پیشرفت انسان موثرتر، در ماه رمضان است. این، چیز کمی نیست که رسول اکرم (صلی‌ا…‌علیه‌وآله) این ماه را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آنجا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی‌بهره خواهند ماند و واقعا این محرومیت به معنای حقیقی است. “ان الشقی من حرم غفران‌ا… فی هذا الشهر العظیم”. محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.

شب قدر شب عروج انسان الهی

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (*)وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (*)لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (*)تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (*)سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (*) (سوره قدر – آیات ۱-۵) ما، آن (قرآن) را در شب شب قدر نازل کردیم و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟
شب قدر، از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و روح در این شب به اذن پروردگار خود، برای تقدیر هر کاری نازل می‌شوند، آن شب انباشته از سلا‌مت و برکت و رحمت، تا طلوع صبح است.
درباره سوره قدر، شب قدر، معنای قدر، تعیین شب قدر، تکالیف شب قدر و شیوه‌های بهره‌جویی از این شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان، مطالب قابل اهمیتی وجود دارد که ما خلا‌صه آن را مورد مطالعه قرار می‌دهیم.

اعمال شب قدر

۱- غسل شب‌ قدر
۲- احیا و شب‌ زنده‌ داری
۳- قرآن بر سرگرفتن ‌
۴- نماز و دعا ‌
۵- استغفار و توبه ‌

لیلة القدر شب سرنوشت

یکی از برکات ماه رمضان وجود لیله القدر در شب های آن است. به احتمال بسیاری قوی لیله القدر در ماه رمضان و مشهور در نیمه دوم و معروف آن دهه سوم آن در شب های بیست و یک، بیست و سه و یا بیست و هفتم است. البته برخی نیز شب نوزدهم را نیز یکی از احتمالات قوی دانسته اند.
برخی از عالمان و اهل علم و عمل برای دست یابی به احیای شب قدر که از اعمال شب قدر است تمامی سال را احیای نگه می دارند که این خود بیانگر جایگاه و ارزش شب قدر و احیا و شب زنده داری در آن است .

تهیه کننده: اسدالله صفری

شب های قدر

شب های قدر

شب قدر، فرصتي در دل فرصت و موهبتي افزون بر موهبت ديگر است. براي آنها که آن همه شب را از دست دادند، فرصتي ديگر روي نمود تا اين بر جاي ماندگان از قافله رمضان را به قافله برساند، و آنها را هم پاي شب زنده داران اين شب و بيداران اين لحظه ها قرار دهد و خدا در اين شب سرنوشت و تقدير، حتي کم ترين بهانه را هم در توجيه گنه کاري بندگانش مي پذيرد و ناچيزترين عذرخواهي را هم قبول مي کند و اين گونه هست که پروردگار در اين شب، آسان مي بخشد و به سادگي قبول توبه مي کند و بيش از هر زمان ديگر دعاها را مستجاب مي کند و رحمت و مغفرت خود را به حراج مي گذارد تا ارزان تر از هر وقت ديگر به پاي تو- اگر خريدار باشي- بريزد و ساده و کم خرج، آن همه فيض و کرامت را نثار تو کند و اينک همه چيز براي سودي بزرگ آماده است، و همه درهاي رحمت باز است، و همه جور بهانه و عذرخواهي در کوتاهي ها و تبه کاري ها و کژي ها پذيرفته مي شود و آدمي چه نگون بخت خواهد بود که در کنار اقيانوس باشد و لبي تر نکند و دستي به آب نرساند.

از سر کوي تو هر کاو به ملامت برودنرود کارش و آخر به خجالت برود

سالک از نور هدايت ببرد راه به دوست

که به جايي نرسد گر به ضلالت برود

اي دليل دل گمگشته، خدا را مددي

که غريب ار نبرد ره به دلالت برود

حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامي

بو که از لوح دلت نقش جهالت برود

اينک اين شب قدر، نوراني ترين شب سال و پرفروغ ترين شب رمضان، شبي که خدا در آن، با همه آياتش زميني شد و از آن خاکيان گشت؛ شبي که خداوند، کلمات شد و بر قلب پيامبرش فرود آمد تا جمالش که اينک قرآن شده است، ديدني شود و جلوه اش، تماشايي. آن همه فروغ و آن همه جلوه، براي آن است که تو از همه سر بگرداني و مستقيم به نظاره او بنشيني. هيچ گاه معبود به اندازه امشب، نقاب از چهره نگشود و هيچ وقت مانند امشب، بندگانش را به تماشاي خويش فرا نخواند.
چشم هاي تو! اگر پرده ها را از برابرش کنار بزني، او را امشب، بهتر و زيباتر از هر زمان ديگر تماشا خواهي کرد؛ درست مانند ماه کامل در شب چهارده در آسماني صاف که بهتر و دلپذيرتر از هر زمان ديگر، ديدني خواهد بود. به راستي، چگونه ما به تعبير حافظ- «قدر اين مرتبه را خواهيم شناخت که «شاه خوبان، منظور گدايان شده» است. حافظ چنين مي سرايد.

ناگهان پرده برانداخته اي يعني چه

مست از خانه برون تاخته اي يعني چه

شاه خوباني و منظور گدايان شده اي

قدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار

خانه از غير، نپرداخته اي يعني چه

خوشا «فرخنده شبي» که «مبارک سحري» در پي دارد و عارف در هواي چنين سحري، شب بيدار و نگران است. او در صحراي انبوه تاريکي، چون پرتويي در تار و پود شب، روان است و از برکت بيداري او سکوت و سکون تاريکي و سکوت، به سوي سحر مي آيد و سحرگاه «هاتف کوي دوست» جام جهان بين خورشيد را در کف او مي نهد و از راز دو جهان، آگاهش مي کند. شبي که چنين سحري در خود دارد. «شب قدر» است، با روشني بسيار خورشيد و با جلوه بسيار ديدار. خوشا آگاهي عارف سحرخيزي که در هواي «رخ مهر» است. و خورشيد روشني روي خود را نثار جانش مي کند.

اما اين سحر، پيش از برآمدن آفتاب که ديگر تاريکي رنگ باخته و چادرش را از تن طبيعت برداشته نيست، بلکه سحري است در ظلمت شبانه، در دل و در ژرفاي شب. آن گاه که ظلمت جهان، گراگرد عارف را فرا گرفته و او را در زندان خود دارد، روشنايي سحرگاه در جان او مي تابد و اندوه که در اندرون او نشسته بود. ناچيز و تباه مي شود و آن «خلوت گزيده سحر خيز» در نهايت ظلمت، روشن مي شود؛ مثل ستاره قطبي که در شب تاريک، دلي روشن دارد و مثل روشنايي آب حيات که در غار تاريکي است، سحر بيداردلان شب قدر نيز نور باطن است در ظلمت ظاهر.

ماه رمضان، ماه نزدیک شدن به خدا

ماه رمضان، ماه نزدیک شدن به خدا

هر چند سخن گفتن از ماه رمضان، ماه میهمانی بزرگ خداوند چیزی نیست که از توان این حقیر بر آید، ولی از باب مالا یدرک کله لا یترک کله خواستم تا پرده ای از حقایق این ماه نه، بلکه از دل پرده ای از دل خود بردارم. « یا منم هو قریب غیر بعید»

انسان گذشته از جسم کوچک، مادی و محدود خود، دارای گوهری گران بهاست؛ گوهری که اگر از چنگ دزدان کمین کرده در امان بماند و شفافیت و زیبایی خود را حفظ کند، می تواند تا قعر دریای رحمت الهی شنا کند و تا بی نهایت زیبایی ها غواصی نماید. این همان گوهریست که خداوند از آفرینش آن به خود می بالد و با آفرینش آن داستان نوینی را در کتاب هستی آغاز می نماید.

داستان حیات انسان، داستان بذری است که مانند کودکی نوپا بسیار آسیب پذیر و حساس است. او نیاز به باغبانی مهربان و دلسوز دارد تا همواره او را از گزند کرمان و آفت ها در امان دارد، از او در همه حال نگهداری نماید و راه رشد را برایش هموار کند، به موقع آبیاری کند و وقتی سر از زمین تاریک و خشن بر می آورد، از گرما و نور آفتاب بهره مندش کند.

آری، انسان در دنیا همان بذریست که تازه می خواهد راه رشد را بپیماید و از ماندن در تاریکی خاک خود را نجات دهد و مانند پرنده ای که پرواز را آموخته، تا اوج ابر ها پرواز کند و خود را از قفس زمین برهاند. باغبان، مانند مادریست مهربان که همواره در تکاپوی لحظه ای است تا فرزندش را در آغوش گیرد و تمامی عشق و محبت خود را به او هدیه کند.

در گذر این راه پر پیچ و خم و حساس، خداوند دریچه ای از رحمت بی پایان خود را برای انسان می گشاید و او را عاشقانه برای یک مهمانی بزرگ دعوت می کند، مهمانی که پذیرایی آن خود میزبان است و تحفه اش بال هایی از عشق که می تواند با آنان تا بی نهایت پرواز کند و سرزمین های شگفت انگیز وجود را یکی پس از دیگری در زیر با های خود بگذراند.

این میهمانی آغازیست که پایانش نور است و پایانیست که آغازش حس پاک حضور است؛

نوری بی نهایت و حضوری بی اسارت

حضوری که انسان را با حقیقت خود آشنا می کند و از زندان هوس و خودخواهی آزاد می نماید.

زندانی که چشم ها را کور، گوش ها را کر و قلب ها را قفل می گرداند.

این قلب ها غیر خدا می بینند و خدا را نمی بینند.

خدایی که عشق بدون او معنی نمی گردد، او بزرگ تر از آسمان، بخشنده تر از زمین، زیباتر از بهار و لطیف تر از گل است.


نویسنده : حیدر امینی