سپاس وستایش خدایی را سزاست که وصف جمالش را عاشقان نتوانند وپرواز پرندگان مشتاق در آسمان وجودش پایانی ندارد.

نسیم عطرانگیز وجودش همه‏جا به مشام می‏رسد ودل های پاک را به سمت خود می کشاند وآنان را سرشار از شادی می کند؛ شادی برای سرگردانی بدنبال او بودن؛سرگردانی که طعم زندگی وبودن را شیرین می‏کند وامید ونشاط را به جان هدیه می‏دهد وانسان را از حیرت وضلالت می‏رهاند.

واگر نبود آن، چه تلخ وبی معنی بود، بودن.

وسپس درود خدا بر والاترین بندگان وبهترین آفریدگانش محمد مصطفی صلی الله علیه وآله؛او که آیینه تمام نمای جمال پروردگار است وپدری مهربان برای جمله انسان‏ها؛ پدری که اندرزهای دلسوزانه‏اش در گوش تاریخ طنین انداز است.

در دشت پر زگل قلبش هیچ خاری نرویید واز باران رحمتش کسی بی‏بهره نبود.

براستی که او دست رحمت خدا بر بندگانش می‏باشد.

وسپس درود بی نهایت پروردگار بر خاندان پاکش؛ آنان که چشمه جاودانه معرفت الهی اند وسرود دلنواز هستی که صدای دلخراش جهل را خاموش کردند وبر دهان گمراهی مهر زدند.

به خصوص مادر انسان،مربی انسانیت، معلم معرفت، اوج قله عبودیت، ملکه سرزمین بندگی، فاطمه زهراءسلام الله علیها

زبان کوتاه است از وصف او وعقل ناتوان از درک حقیقت او.

او اقیانوسیست بی‏کران که تنها خنکای نسیمش به ما می‏رسد.

 نگاه به زندگانی او نشستن در مکتب انسان سازی وپیمودن مسیرش صراط مستقیم است.

خانه ساده وبی‏آلایش او کاخ فضایل وارزشهاست وچشمه‏سار حقیقت وکمالات.

زندگانی او بسان باغی است که هژده فصل دارد وهر فصل آن بهاری تر از دیگری.

در کودکی مادر پدر بود ویاور راهش، در نوجوانی بانوی خانه دین شد وتکیه گاه شاهش.

ودر جوانی مادر وآموزگار فرزندان دین

 بلکه او آموزگار تمام بشریت است آموزگاری که درس خویش را با مهر مادری آمیخته ودست عطوفت خویش را بر سر انسان کشیده.

او زن بود ولی در شجاعت روی یلان را سپید نمود ودر سخنوری روی سخنوران را.

قلب او چنان بزرگ بود که در مناجات نیمه شبش کسی از یاد نمی رفت مگر خودش

در پاسداری از باورش چنان نمود که تاکنون نیز ندای حماسه آفرینش از زمینی ناهویدا به گوش می رسد ولرزه بر اندام انسان می‏اندازد وحقایق تلخ خفته در دل زمین وزمان را بازگو می‏نماید.
او انسان است ولی نه از خاک، نور است ولی نه تابیده از آفتاب

 پروانه‏ها منتظر شمع وجودش وبلبلان در انتظار شگفتن گل رویش بودند. زمین سرد وزمستانی با آمدنش بوی بهار گرفت وهوای مه آلود دنیا از نور الهی‏اش روشن شد.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

حیدر امینی 22/2/1391